
پیری درختی ست بی شاخ و برگ در زمستانی که پایانی خوش ندارد و انسان خواسته یا نا خواسته با تنهایی و مرگ دست و پنجه نرم می کند انسانی که پیر است در خاطرات خود سیر می کند و می اندیشد که آیا هگل وار زندگی کرده است یا نه! تن به خفت نداده است پیری انسان عجیب است گاهی با موی سپید و گاهی با چشمان قرمز و لبی بی تحرک ظاهر می شود پیری انتهای مردانه جنگیدن در دنیای لب تیغ است پیری انتهای عشقی ست که دیگر دم و باز دمی ندارد پیری تفکری ست بر آنچه که بودیم از گریه تا خاموشی درک هیچ زندگی و دویدن های مداوم که دیگ...
ادامه مطلب